به نظر میرسد در مورد مفهوم «نقد» سوءتفاهمی پیش آمده است. میرزا فتحعلی آخوندزاده، اندیشمند و روشنگر ایرانی، یکصدوچهلوشش سال پیش در رسالهی ایراد نوشت:
«این قاعده در یوروپا متداول است و فواید عظیمه در ضمن آن مندرج. مثلاً وقتی کسی کتابی تصنیف میکند، شخصی دیگر در مطالب تصنیفش ایرادات مینویسد به شرطی که حرف دلآزار و خلاف ادب نسبت به مصنف در میان نباشد، و هر چه گفته آید به طریق ظرافت گفته شود. این عمل را قریتقا یا به اصطلاح فرانسه کریتیک مینامند.»۱
گویا شماری از چیزهایی که حدود یکونیم سده پیش برای آخوندزاده روشن و آشکار بود، اکنون – به هر دلیلی – بهدست ما ایرانیان به فراموشی سپرده شده است. شاید بد نباشد دوباره به خودمان یادآوری کنیم که
«فحشدادن»، اسمش «نقد» نیست.
«مسخرهکردن» هم، اسمش «نقد» نیست.
پس در این آزادستانِ مجازی تا دلتان میخواهد به دو امر خطیر و حیاتی ِ «فحشدادن» و «مسخرهکردن» بپردازید، و اسراف و زیادهروی هم بکنید، فقط، سر جدتان، اسم «نقد» روی آنها نگذارید.
۱. بازگفت از: فریدون آدمیت، اندیشههای میرزا فتحعلی آخوندزاده، تهران، ۱۳۴۹، ص ۲۴۳.



