نویسنده: نیما
یکشنبه 27 مرداد1387 ساعت: 19:54
پژوهنده جان، سپاس ازین یادداشت خوب.
پس از خواندن یادداشتت داشتم با خودم فکر میکردم که حتی ناسیونالسوسیالیستها نیز میگذاشتند تا جوانانِ هیتلری نخست واردِ مدرسه شوند، آنگاه به شستوشوی مغزیشان میپرداختند. این جانوران از همان بدو ِ تولدِ امتِ همیشه در صحنه کارشان را آغاز میکنند! فاشیستها نیز میتوانند از روی دستِ هم نگاه کنند و زودتر از پیشکسوتانشان دستبهکار شوند!
نویسنده: پژوهنده
یکشنبه 27 مرداد1387 ساعت: 21:52
نیما جان اگر همینطور پیش برود احتمالاً چند وقت دیگر خلایق نطفههای خود را هم وقف اسلام و انقلاب و مقام معظم رهبری خواهند کرد. در این آبزوردستان هیچ چیز دور از انتظار نیست.
نویسنده: ایرج
چهارشنبه 30 مرداد1387 ساعت: 5:44
این را امروز در بالاترین دیدم حیفم آمد خدمتتان عرض نکنم:
مدالهای طلا، ارمغانی از شکنجه دخترکان چینی!
www.shirzanan.net
اگرچه جثه کوچک یک مزیت بزرگ برای افراد ژیمناستیک کار محسوب می شود اما یکی دیگر از دلایل برتری تیم چین را می توان برنامه کاری و تمرینی سخت تر و فشرده تر آنها دانست. این روزها چینی بودن یک مزیت بزرگ بشمار می رود چراکه بنا به گفته یکی از مربیان ژیمناستیک این کشور "چینی ها امروز می دانند چطور می توان کار دشوار و سختی های زندگی را تحمل کرد. کار امروز ما مربیان ورزشی این است که ورزشکاران را وادار کنیم با پشتکار و تلاش فراوان سختی ها را تحمل کرده و استانداردهای خود را ارتقا دهند." چنگ فی که در سن بیست سالگی مسن ترین و با تجربه ترین عضو تیم ژیمناستیک زنان چین بشمار می رود، از سه سالگی و با تصمیم و اصرار پدر و مادرش این رشته ورزشی را اغاز کرده است.
می بینید که این نظام ایدئولوژیک که موجب تربیت همچون یک جانور دست آموز کودک سه ساله توسط پدر و مادرش می شود چیزی جز "اصالت سود" نیست.
منتها در کشور چین این اصالت سود پدر و مادر را وادار می کند جانور دست آموز خانگی را به هر زجر و شکنجه ای که شده تبدیل به ماشینی با زیباترین حرکات کنند. در ایران ما به دلیل آنکه ماشین بوروکراسی نه یک گوریل وحشی چون نظام بوروکراتیک چین (و سایر کشورهای بخش متنی جهان) بلکه یک خرس کودن و تنبل است، پدر و مادر بر مبنای اصالت سود یکی دو ساعت لباسی تن فرزند خود می کنند و قدری تملق رهبر معظم را می گویند و از ایشان فیلمبرداری می شود و .. همین!
نویسنده: پژوهنده
پنجشنبه 31 مرداد1387 ساعت: 4:0
منظور شما از «اصالت سود» برای من ناروشن است.
نویسنده: ایرج
پنجشنبه 31 مرداد1387 ساعت: 9:39
سلام.
چه اهميتي دارد كه منظور راستين من چيست؟ مهم اين است كه شما توجه كنيد اين نه ماترياليسم ديالكتيك و نه ايدئولوژي ماركسيسم يا حتي مائوئيسم؛ بلكه "چيز ديگري" است كه پدر و مادر چيني را وا مي دارد فرزند سه ساله ي خود را موضوع برنامه ي سختي قرار دهند كه اي بسا هيچ دلخواه او نباشد. سخن من اين است كه در رفتار مورد نقد اين پست شما نيز همان "چيز ديگر" است كه ذهن پدر و مادر بسيجي سه روزه را جهت مي دهد نه يك ايدئولوژي خاص.
نویسنده: پژوهنده
پنجشنبه 31 مرداد1387 ساعت: 23:58
درود؛
پدیدههای مشابه لزوماً علتهای یکسان ندارند. منفعتطلبی ِ شخصی در عین ِ برخورداری از آگاهی همیشه و همه جا بوده و هست. مهم این است که ناآگاهی ِ ایدئولوژيک در ایرانِ امروز «وجود دارد»، و چنین رفتارهایی را باعث میشود.
نویسنده: ایرج
شنبه 2 شهریور1387 ساعت: 7:23
سلام.
خوب شما از كجا فهميديد كه اين پديده ي خاص ناشي از احساسات مذهبي عميق و خالصانه ي والدين كذايي است و نه ناشي از رياكاري مزورانه اين والدين در تملق از حاكميت جهت به دست آوردن شرايط بهتر در اوضاع و احوال محلي يا اداري؟! علم غيب داريد يا با طرف مصاحبه فرموده ايد؟! يا اصلا منكر امكان وقوع تملق و تزوير در كشور ايران هستيد؟!
بگذريم از اينكه بسياري فاكتها هستند كه تحليل شما را تضعيف مي كنند. از اين قبيل كه:
- اسلام تاريخي (كه گويا مورد اشاره ي شما باشد) شرايط يك نظام منسجم ايدئولوژيك را ندارد. تضادهاي بسيار در احوال و سلوك مسلمانان در طول تاريخ گواهي مي دهد كه ما نظام ايدئولوژيك واحدي به نام اسلام (تاريخي) نداريم. صد البته اسلام نيز مي تواند به يك ايدئولوژي فروكاهيده شود. كما اينكه توسط آقايان ج.ا. شده است. اما نه يك ايدئولوژي واحد كه بتوانيد امروز به آن لقب "ديرپا" بدهيد. من مسلم مي دانم آگاهيهاي كاذب متكي بر اسلام در زمان صفويه با امروز آنقدر متفاوت و متنافر هستند كه ايدئولوژي ج.ا. نمي تواند جز در نام با آن اسلام ادعاي يكساني داشته باشد.
- مسلمان در ايران كم نيست اما نادر كالمعدوم بودن چنين خودنماييهايي (كه در پست شما مورد نقد قرار گرفته است) نشانگر آن است كه اغلب مسلمانان چنين دركي از وظايف خود به عنوان مسلمان ندارند. و اين رفتار را تنها بايد نوعي زيركي سودانگارانه به حساب آورد.
- درك عمومي از اسلام تاريخي با رفتار مورد نقد شما نه تنها همخوان نيست بلكه تا حد بسيار متناقض است. عرف مسلمانان ايراني بر اساس پاره اي احاديث باور دارند كه كودك تا هفت سالگي بايد فارغ از وظايف (اعم از مذهبي يا غيره) باشد و به بازي بپردازد (مي گويند كودك تا هفت سالگي امير است و سپس تا چهارده سالگي عبد و پس از چهارده سالگي وزير. در بعضي احاديث نيز با واژگاني ديگر اين قضيه را ديده ام)
...
نویسنده: ایرج
شنبه 2 شهریور1387 ساعت: 7:23
آري. از همه ي اين قرائن بگذريم. فقط مي خواهم توجه داشته باشيد كه لحن شما در متن پست وبلاگيتان چنان بود كه رابطه اي انحصاري ميان علت و معلول را تبيين مي كنيد : "اين كه فلان واقعه اتفاق مي افتد نشانگر اين است كه بيصار حالتي در كشور ما وجود دارد" چنين جمله اي از نظر منطقي به آن معنا است كه تنها و تنها يك دليل براي "فلان واقعه" متصور است و آن "بيصار حالت" است. خوب من با مثال خود نشان دادم اينطور نيست و شما خود تاييد فرموديد كه پديده هاي مشابه مي توانند دلايل مختلف داشته باشند.
پس شايد بد نباشد پست وبلاگي خود را تصحيح فرماييد و از قاطعيت يك فتوا به تبيين يك تحليل (كه البته تاكيد مي كنم از نظر من تحليل ضعيفي است) فرود آييد.
نویسنده: پژوهنده
یکشنبه 3 شهریور1387 ساعت: 14:23
درود؛ در نوشتهای جداگانه پاسخ خواهم داد.