به نظر میرسد در مورد مفهوم «نقد» سوءتفاهمی پیش آمده است. میرزا فتحعلی آخوندزاده، اندیشمند و روشنگر ایرانی، یکصدوچهلوشش سال پیش در رسالهی ایراد نوشت:
«این قاعده در یوروپا متداول است و فواید عظیمه در ضمن آن مندرج. مثلاً وقتی کسی کتابی تصنیف میکند، شخصی دیگر در مطالب تصنیفش ایرادات مینویسد به شرطی که حرف دلآزار و خلاف ادب نسبت به مصنف در میان نباشد، و هر چه گفته آید به طریق ظرافت گفته شود. این عمل را قریتقا یا به اصطلاح فرانسه کریتیک مینامند.»۱
گویا شماری از چیزهایی که حدود یکونیم سده پیش برای آخوندزاده روشن و آشکار بود، اکنون – به هر دلیلی – بهدست ما ایرانیان به فراموشی سپرده شده است. شاید بد نباشد دوباره به خودمان یادآوری کنیم که
«فحشدادن»، اسمش «نقد» نیست.
«مسخرهکردن» هم، اسمش «نقد» نیست.
پس در این آزادستانِ مجازی تا دلتان میخواهد به دو امر خطیر و حیاتی ِ «فحشدادن» و «مسخرهکردن» بپردازید، و اسراف و زیادهروی هم بکنید، فقط، سر جدتان، اسم «نقد» روی آنها نگذارید.
۱. بازگفت از: فریدون آدمیت، اندیشههای میرزا فتحعلی آخوندزاده، تهران، ۱۳۴۹، ص ۲۴۳.
یک حزب اسلامگرای مالزی خواهان لغو کنسرت آوریل لاوین، خوانندهی کانادایی، در کوالالامپور شده است.
شاخهی جوانان حزب اسلامی مالزی گفته است که حرکات این خواننده بر روی صحنه «بیش از اندازه فریبنده» است.
...
حزب اسلامی مالزی که حزب مخالف دولت به شمار میرود گفته است که حضور آوریل لاوین و کنسرت او، تبلیغ ارزشهای غلط در آستانهی جشنهای روز استقلال مالزی است.
یک مقام رسمی این حزب گفته است: «آوریل لاوین بیش از حد فریبنده (سکـسی) است و برای بینندگان خوب نیست و ما نمیخواهیم مردم کشورمان بهخصوص نوجوانان، تحت تأثیر اجرای آنها قرار گیرند.» او افزود: «ما هنرمندانی میخواهیم که سالم باشند و الگویی مناسب به شمار بروند.»
برگرفته از تارنمای بیبیسی (با اندکی ويرایش)
بیایید ما جوانان خوب اسلامی، که میوههای درخت انقلاب و ثمرهی آبیاریِ امام و مقام معظم رهبری هستیم، به یاری برادران و خواهران مسلمانمان در مالزی (که مردمش بر خلاف مردم اسرائیل دوست ما هستند) بشتابیم، و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بخواهیم هنرمندان سالمی نظیر حاج صادق آهنگران، حاج منصور ارضی، حاج سعید حدادیان، عبدالرضا هلالی و دیگر الگوهای مناسب ما را برای اجرای کنسرت به مالزی بفرستند. همهی این عزیزان کمتر از حد مجاز فریبنده بوده و همگی ملتزم به رعایت شئونات کنسرت در مالزی (بهجز دادزدن) هستند:
مالزی از گروههایی که در این کشور برنامه اجرا میکنند میخواهد که لباس مناسبی بر تن داشته باشند، به این معنا که از زانو تا سینهی آنها پوشیده باشد.
همچنین خوانندگان باید از دادزدن، بغلکردن، بوسیدن و پریدن روی صحنه خودداری کنند.
مطمئنیم با حضور این عزیزان در کشور دوست و برادر مالزی، رفتهرفته جوانان مسلمان آن خطه نیز همچون ما جوانان ایران عزيز اسلامی از زنان خوانندهی غربی – این فریبندگانِ بیش از حد – دل خواهند برید و با غرقشدن در جذبهی شور حسینی، فرهنگ منحط و فاسد غرب را در همهی وجوه آن به فراموشی خواهند سپرد. سی سال تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی خود گواه این امر است.

فرماندهی سپاه شهرستان ساوجبلاغ از ثبتنام كوچکترين عضو بسيج كشور كه تنها سه روز دارد، توسط اوليای خويش در حوزهی بسيج اين شهرستان خبر داد.
محمدعلی ملانوری امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در كرج افزود: در آستانهی ميلاد باسعادت يگانه منجی بشريت، خانوادهای با حضور در حوزهی بسيج شهرستان ساوجبلاغ فرزند سهروزهی خود را در بسيج اين شهرستان ثبتنام كردند.
وی گفت: اين حركت نمادين نشاندهندهی عمق عشق و علاقهی ملت ايران به ولايت و ايستادگی آنها برای حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی و پيروی از دستورات مقام معظم رهبری است.
فرماندهی سپاه شهرستان ساوجبلاغ افزود: خانوادهی اين نوزاد سهروزه كه حسين نام دارد به هنگام ثبتنام فرزندشان در بسيج تأكيد كردند كه تمام تلاش خود را برای تربيت وی برای حضور در عرصههای مختلف انقلاب اسلامی به كار خواهند بست.
ملانوری گفت: اوليای كوچکترين عضو بسيج اعلام كردهاند كه بزرگترين آرزوی آنها شهادت فرزندشان در راه اسلام و انقلاب اسلامی است.
...
برگرفته از تارنمای خبرگزاری فارس (با اندکی ويرایش)
تراشیدنِ مغز ِ آدمها تا آنجا که به فرزند سهروزهشان همچون جانوری دستآموز بنگرند که باید برای رسیدن به هدفی خاص «تربیت» شود، از عهدهی یک نظام ِ حکومتی ِ صرف، هر اندازه هم استبدادی و زورمدار باشد، برنمیآید. باید یک نظام ِ ایدئولوژیکِ ریشهدار و دیرپای وجود داشته باشد؛ نظامی که ذهنهای انسانی را از همان آغاز زندگی چنان در قفس ِ فلزیِ خود به بند کشیده و فشرده باشد، تا سپس نظامی حکومتی بتواند با استوارشدن بر آن نظام ِ ایدئولوژیک، ذهنهای ازشکلافتادهی تاریک و ناآگاه را به زیر ِ کنترلِ خود درآورد. به همین دلیل، تا زمانی که آن نظام ِ ایدئولوژیک قدرت دارد و به ذهنهای انسانی شکل میدهد، این نظام حکومتی نیز برپای خواهد بود.
اسفندیار رحیممشایی، معاون رییسجمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران، در واکنش به انتقادها از اظهارات دوستانهاش دربارهی مردم اسراییل و آمریکا گفت که به سخنان خود افتخار کرده و «هزاران بار و قویتر از گذشته» معتقد است که مردم این دو کشور دوست ملت ایران هستند.
...
به گزارش خبرگزاریها، آقای مشایی امروز یکشنبه بار دیگر اعلام کرد: «بنده به حرفهایم افتخار میکنم و آنها را اصلاح نمیکنم.»
وی افزود: «مردم ایران با مردم آمریکا فرقی ندارند. ما با همهی مردم دنیا دوست هستیم، حتی مردم آمریکا و اسراییل.»
برگرفته از تارنمای رادیو زمانه (با اندکی ويرایش)
هیجانزده نشوید! اگر میخواهید آستینها را بالا بزنید و به کار ترجمهی این سخنان بپردازید تا آنها را به اقصا نقاط جهان صادر کنید و اینگونه پیام صلح و دوستی جمهوری اسلامی ایران را به گوش مردم عالَم برسانید، مختارید. منتها در این جور موارد همیشه حساب بعدش را هم بکنید:
یک روز پس از تأکید دوبارهی معاون رئیسجمهوری ایران بر دوستی ملت این کشور با مردم اسرائیل، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: «ما با مردم اسرائیل دوست نیستیم و ایران برای خود منطق مشخصی دارد.»
برگرفته از تارنمای رادیو زمانه (با اندکی ويرایش)
کلاً سعی کنید بهعنوان یک ایرانی همواره «منطقی» فکر کنید.
در یکی از کهنترین اسطورههای ایرانی، آرش جانِ خود را در تیری مینهد که قرار است «مرز»ی را مشخص کند؛ مرز ایران را. تیر، از فراز ِ کوه دماوند، یک شبانهروز ِ تمام به پرواز درمیآید، تا سرانجام صدها فرسنگ دورتر، بر درخت گردویی کنار ِ رود آمودریا فرونشیند. اینجا «مرز» نوین ِ ایرانزمین است.
اکنون یک سال از این شبانهروز گذشته. منصور اسانلو میگوید:
«چون ما در مقابل آن رأيی كه از كارگران در مجمع عمومی گرفتيم مسئوليم...»
و به ایران برمیگردد.
«ایران» برای من آن خطی است که آرش را به منصور اسانلو میپیوندد. مرزهای ما را، مرزهای کنش ِ اخلاقی ما را در برابر ایران، امروز مردی مشخص میکند که تن رنجورش در زندان اوین اسیر است. حال، گزینش با ماست که در اندرونِ این مرزها بایستیم یا در بیرونِ آن.



